برای اولین بار تنهایی
اومدم سفر
و حس گهی دارم
از اینکه زندگیمو گه برداشته
یکم احساس نا امنی میکنم
ولی خونه ای که گرفتم امنه
در واقع قبلا با خونوادم اومدیم اینجا و وقتی بهشون زنگ زدم که برای این هفته دارم میام فکر کرد من مامانم ام
مهراد فکر میکنه با خونوادم اومدم سفر
خونوادم فکر میکنن با مهراد اومدم سفر
و من تنها اومدم اینجا
الان نزدیک گرگانم
خوبیه سفر تنهایی اینکه که هر موقع دلت بخواد
هر گهی رو میتونی بخوری
و مجبور نیستی گهی که یه نفر دیگه میخوره رو بخوری
از اول این ماه فقط ۵ روز رفتم سر کار
حس میکنم مهراد آدم ۵ دقیقه ای هست که من براش ۵ ساعت وقت میذارم
برچسب:
نویسنده: مهسا حسینپور